دایی امید
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ دایی امید
آرشیو وبلاگ
      عطـــــر سیــــــب (وبلاگ شخصي اميد رجايي)
گزارش بمب گذاری در کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز نویسنده: دایی امید - یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧

دوشنبه  ساعت 50 دقیقه بامداد 

» زور دارد . به خدا زور دارد . تیکه پاره های بدن دوستانت را توی پلاستیک بگذاری آنوقت رئیس مجلس بگوید : امید واریم مصدومینی که اغلب سرپایی هستند به زودی خوب شوند !!!

» زور دارد به خدا زور دارد بوی تی ان تی و باروت تا ساعت ها در محل حادثه باشد و با وقاحت هر چه تمام تر توی تلویزیون اعلام کنند انفجار بر اثر ادوات جنگی نمایشگاه شهداء بوده !!! آخر کدام خمپاره اسقاطی میتواند انفجاری را ایجاد کند که هم زمین زیر محل انفجار را گود کند و هم سقف را کاملا نابود کند و آنوقت شیشه های معراج رو به داخل خراب شده باشد ؟ ( با تکیه به فیلم هایی که خود صدا وسیما پخش کرده براحتی میتوان دید که شیشه ها معراج رو به داخل ریخته شده و اگر بر فرض محال صحبت آقایان درست باشد باید تمام شیشه ها به بیرون پرتاب شده باشد که اینطور نیست !)

» راستی میخواهم از دوستان بپرسم کدامیک از خمپاره هایی که در زمان جنگ کار میکردید آتشی به طول 30 متر به آسمان پرتاب میکند ؟ همه ی افرادی که بیرون از فضای حسینیه بودند به راحتی دیدند که استوانه ی آتشی به طول 30 متر به هوا برخواست .

» آخه یه چیزی بگو که قابل دفاع کردن باشه . کدوم خمپاره ی اسقاطی که نه چاشنی داره و نه ضربه ای بهش وارد میشه میتونه موج انفجاری ایجاد کنه که دست و پا ها رو به ده ها متر جلوتر پرتاب کنه ؟! و کدوم خمپاره ، صدای به این مهیبی رو تولید میکنه ؟! به طوری که دوستان ما در خیابانهای دور مانند عفیف آباد ، ولیعصر قصرالدشت ، قالی شویی و … صدای انفجار را شنیده بودند ؟!

» در ضمن نئوپانی که وسائل نمایشگاه روش جا میگیره از زیر سوراخ سوراخ شده و زیرش آسیب دیده . سوال این است که اگر بر اثر ادوات جنگی نمایشگاه بوده چرا سطح روئین نئوپان را خراب نکرده است ؟!!

» همینطور که میبینید شهدای کانون فرهنگی رهپویان وصال بعد از شهادتشون کشته ی مصلحت ها شدند و میرود که واقعیت ها، مغلوب مصلحت اندیشی ها شود !

 » باید دست به دست هم دهیم و دوستان غریبمان را از این سرگردانی نجات دهیم . وظیفه ماهاست که واقعیت ها را نه کمی بیشتر و نه کمی کمتر بیان کنیم . فکر کنم بزرگترین رسالتی که در قبال این شهیدان داریم اینه که بتوانیم واقعیت رو به مردم منتقل کنیم . واقعیتی که میرود رنگ تحریف بگیرد .....

لینک های جدید : http://www.rahpouyan.com/
نجمه آسمانی شد - محشری هست ( سک سک ) - فاجعه شیراز ( درویش پا برهنه ) - محمد مهدوی چند دقیقه قبل از شهادت - پیام تسلیت پارسی بلاگ به کانون - ماه نا تمام

-------------------------------------------------------------------------------

 یک شنبه ساعت 3:30 بعد از ظهر

دیگه یکی یکی دارن خبر بچه هامون رو برامون میارن . بچه هایی که با هم میگفتیم و میخندیدم . با هم دعوا میکردیم و ...
محمد هیچ وقت اون روحیه جهادی و متعصبت رو نسبت به دین فراموش نمیکنم . واقعا مثل فاملیت " مهدوی " بودی. مهدی  ....


شهید محمد مهدوی عضو شورای مرکزی تشکل دانشجویی وصال شیراز

 لینک های جدید :
فیلم مستند از لحظه انفجار - وبلاگ نحل 62زیر زمین هفتم - بمب بود آقا بمب بود ! بغض های نترکیده - سروده ای در وصف شهدای کانون - انفجار شیراز بر اثر اشتباه خلبان ؟!!!  خاطرات خود را اینجا ثبت کنیدگزارش عینی از لحظات انفجار به زبان ( حنیف ) - حرف های زورکی 

------------------------------------------------------------------------------- 

یک شنبه 9:40 صبح 

بسم رب الشهدا و الصدیقین
وبلاگ دنیای راه راه یه گزارش تقریبا مجملی از برنامه انفجار بمب در کانون زده که نمیخوام به اونها بپردازم .
باید ببینیم مقصر چیه و عامل چی بوده .
بعضی ها میگن که کپسول گاز ترکیده !! در جواب این دوستان باید گفت که به خاطر هوای تقریبا گرم شیراز در فصل بهار و همچنین این بی آبی اخیر هوای شیراز توی ماه گذشته اینقدر گرم بود که مسئولین کانون تمام بخاری ها و کپسول گاز ها رو از داخل حسینیه بیرون برده بودند و اگر فیلم مستند این انفجار که توسط فیلمبردار کانون گرفته شده روی سایت بره میبینید که حتی پنکه های حسینیه هم روشنه .
 صحبت دوم در مورد نگهداری محموله های جنگی در نمایشگاه شهداء آخر حسینیه هست و بعضی از اخبار بیان میکنند که این محموله ها منفجر شده . اولاً که دو تا فشنگ و یه خمپاره قدیمی اسقاطی چجوری میتونه همچین انفجار مهیبی رو بوجود بیاره که تا چندین کیلومتر اطراف صدای انفجار رو شنیده باشند ؟!!
 پس میبینید که این جور صحبت ها فقط جهت مصلحت های کلان استان و درگیری هایی که ممکنه بعداً براشون داشته بیان میشه .
بنده خودم دیشب اونجا بودم . صحنه هایی به چشم دیدم که تا قبل از این فقط تعریفشو شنیده بودم .
گوشت و پوست و خون . بوی سوخته ی گوشت . آدمهایی که دست و پاشون رو از ده متر جلوتر پیدا میکردند . بچه هایی که موج انفجار …… دارم چی میگم ؟ دارم از رفیق هام حرف میزنم . از مسعود از محمد ، وای بر من . . . . . .

لینک های متبط :
ویژه نامه رسمی کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز در مورد حادثه بمب گذاری
سایت تابناک - سایت خبری رهپویان وصال شیراز -
مصاحبه با رئیس کانون

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر بازگشت گیدورا ! گردباد یک وقت هایی ... تخت دوم سمت راست صدقه سری ! +18 بدبخت ها شعر برزیلی لحظه لحظه یک تار از سبیل اجداد من گم شده !
دوستان من وبلاگ شخصی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز لامپ / كوتاه نوشته هايم ازدواج نوشت ريز نوشت ماه ناتمام گاه نوشته های یک رهرو راحیل خیلی دور خیلی نزدیک نسل سومی حنیف کفش یه مدیون امام رضا (ع) طلب وصل عطر یاس چتر حرف های زورکی نحل بغض های نترکیده ماهتیسا ماورای سکوت دفتر چه یادداشت دلشده گل دختر مهراوه من ره توشه علی انجو از روي پلك شب ممول مهربون ديار يار سيرابترين باديه عطش مریم السادات سک سک ایران مهدوی سینیور زورو بدايه دختری از سیدنی استرالیا لحظه هاي كاغذي من بچه آدم در سرزمین عجائب همراز