
هر کسی در این دنیا دوست دارد حرفها و طرز تفکر ها و بینشش را به بقیه معرفی کند . یکی با لباس پوشیدنش ، یکی با وبلاگ نویسی ، یکی مخ همسفرش در اتوبوس را میزند و یکی هم میرود منبر یا مجله میزند . اما چیزی که رسانه همشهری جوان را از تمام رسانه های دیگری که نام بردم متمایز میکند ، هم ارتفاع بودن گوینده و شنونده است . یعنی اینکه لازم نیست موقعی همشهری جوان میخوانی سرت را مثل موقعی که خاطرات جوانی پدر بزرگت را میشونی پایین بیندازی و برچسب روغن نباتی را به خودت یدک بکشی .
همشهری جوان فقط یک مجله نیست . یک دوست خوب است . دوستی که به طور خارق العاده ای از درد ها و وغدغه های روزانه تو خبر دارد و برای آنها مطلب مینویسد . حتی از دغدغه های پنهانی تو در مورد داشتن یک آنتی ویروس خوب !!
امروزه میشود اصطلاح های خودمانی بین بچه های دانشگاه را در یک مجله کشوری دید . میشود به مسائل اجتماع سر کشید و از لابلای اخبار، گزیده اش را خواند . میشود یک کتاب تاریخ 100 صفحه ای را به طور خلاصه در یک صفحه خواند و هر هفته با کتابها و فیلم ها و تئاتر ها و نمایشگاه های جدید آشنا شد . میشود با یک مجله به ورزشگاه ها و درگیری های ورزش رفت و برای کسب آرامش صفحه موسیقی را گوش داد . میشود توضیحات بیشتری در مورد گیم های جدید مغازه عباس آقا بدست آورد و یا بدون اینکه صد فرسخ راه رفت مهمان یک نگارخانه زیبا شد . میشود مطلب سیاسی خواند اما پشت آن سیاسی کاری ندید . اگر دوست داشتی میتوانی سری هم به سینما های خارجی بزنی و اگر هم پاسپورت نداری .... مگر سینما ها خودمان چه عیبی دارد ؟
به هر حال خیلی چیز ها میشود موقعی که . . . پای همشهری جوان در میان است .
پ ن : این پست صرفاً جهت شرکت درمسابقه وبلاگ نویسی
درج شده است و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد .
یا علی ...
نظرات ()
